الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
169
إحياء علوم الدين ( فارسى )
جنبانيدن است و جنبيدن نيست ، و ليكن بسى باشند كه تفصيل آن ندانند . و كسى كه بعضى تفصيل آن بداند چنان نداند كه مشعبد ، كه مآل كار بدوست و رشتههاى كشيده در دست او . پس همچنين اهل دنيا و خلق همه كودكاناند مگر علما . در اين شخصها مىنگرند و مىپندارند كه متحركند ، پس كارها بديشان حواله مىكنند . و علما دانند كه ايشان محرّكند ، الاّ آن است كه كيفيت تحريك ندانند . و ايشان بيشترانند مگر عارفان و عالمان راسخ ، كه ايشان به تيزى بصر خود دريافتند كه رشتههاى باريك عنكبوتى ، بلكه بسيارى باريكتر از آن ، معلق است از آسمان و اطراف آن به اشخاص اهل زمين آويخته است كه آن رشتهها به سبب باريكى بدين چشمهاى ظاهر دريافته نشود . پس سرهاى آن رشتهها را آويخته ديدند از مناطها « 199 » . و آن مناطها را قبضهها ديدند كه آن در دست فريشتگانى است كه جنبانندگان آسمانهااند . و فريشتگان آسمانها را مشاهده كردند و چشمها سوى حمله عرش داشته ، انتظار مىكشند تا بر ايشان چه نازل شود از فرمان حضرت ربوبيت ، تا در فرمان خداى عاصى نشوند . چنان كه گفته است : لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ . « 200 » و از اين مشاهدات عبارت فرمود در قرآن و گفت : وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ ، « 201 » اى ، در آسمان است روزى شما و آن چه وعده كرده شويد . و از انتظار ملايكهء آسمانها براى آن چه از فرمان و تقدير بر ايشان نازل شود عبارت كرد و گفت : خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً . « 202 » و اين كارهايى است كه تأويل آن جز خداى و راسخان علم ندانند . و ابن عباس - رضى اللّه عنه - عبارت كرد از اختصاص راسخان در علم به علمهايى كه افهام خلق آن را احتمال نكند چون قول حق تعالى خواند : يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ ، « 203 » و گفت : لو ذكرت ما اعرفه من معنى هذه الآية لرجمتموني ، اى ، اگر آن چه از معنى اين آيت مىدانم ياد كنم هر آينه مرا سنگسار كنيد . و در روايتي ديگر : لقلتم انّه كافر ، اى ، هر آينه كه او كافر است . و بايد كه بدين مقدار اقتصار نماييم ، چه عنان سخن از قبضهء اختيار بيرون شد ، و با علم معاملت چيزى كه از آن نيست برآميخت . پس بايد كه بازگرديم به مقاصد شكر و گوييم كه : چون مرجع حقيقت شكر بدان است كه بنده براى إتمام حكمت الهى در كار داشته شود ، پس شاكرترين بندگان دوستترين ايشان باشد در حضرت خداى و نزديكترين ايشان به دو . و نزديكتر بندگان به خداى فريشتگانند ، و ايشان را نيز ترتيبى است . و هيچ كس نيست از ايشان كه نه او را مقامى معلوم است . و عالىتر [ 124 ] ايشان را در مرتبهء قرب اسرافيل نام است . و علو درجهء ايشان به جهت آن است كه در نفس خود كريم و نيكو كارند ، و حق تعالى بديشان انبيا را اصلاح فرموده
--> ( 199 ) مناط ، محل آويختگى . ( 200 ) تحريم 66 - 6 . ( 201 ) ذاريات 51 - 22 . ( 202 ) طلاق 65 - 12 . ( 203 ) طلاق 65 - 12 .